سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

362

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

و از دست وى فرار كرد . و ديگرى در حالى كه از كربلا گذر كرده ، ابيات ذيل را سروده است . كربلا لا زلت كربا و بلا * ما لقى عندك اهل المصطفى كم على تربك لمّا صرعوا * من دم سال و من دمع جرى يا رسول اللّه لو ابصرتهم * و هم ما بين قتل و سبا من رميض يمنع انظلّ و من * عاطش يسقى انابيب القتا جزر و اجزر الأضاحى نسله * ثمّ ساقوا اهله سوق الإماء هاتفات برسول اللّه فى * شدّة الخوف و عثرات الخطا قتلوه بعد علم منهم * إنّه خامس اصحاب الكساء ليس هذا لرسول اللّه يا * امّة الطّغيان و الكفر ، جزاء يا جبال المجد عزّا و علا * و بدور الارض نورا و سنا جعل اللّه الّذى نالكم * سبب الحزن عليكم و البكاء لا أرى حزنكم يسلى و لا * رزؤكم ينسى و إن طال المدى « 1 » ( 1 ) مداينى از قول مردى از اهل مدينه نقل كرده ، مىگويد : من از مدينه به قصد پيوستن به حسين ( ع ) - موقعى كه راهى عراق بود - بيرون شدم ، وقتى كه به ربذه رسيدم ناگاه مردى نشسته بود رو به من كرد و گفت : اى بندهء خدا شايد مىخواهى به حسين ( ع ) كمك كنى ؟ گفتم : آرى ، گفت : من هم همين قصد را دارم ولى بنشين كه من رفيقم را فرستاده‌ام و

--> ( 1 ) بنا به نوشتهء صاحب ناسخ التواريخ اين اشعار از سيد رضى گردآورندهء نهج البلاغه است : اى كربلا همواره با غم و بلا همراهى ، اهل بيت مصطفى ( ص ) در سرزمين تو چه مصائبى را ديد . در وقتى كه آن بزرگواران روى خاك تو افتادند چه خونهايى روان و چه اشكهايى جارى شد ، اى رسول خدا كاش آنها را ديده بودى كه يا كشته شده بودند و يا اسير و دستگير . از تابش آفتاب سوزان بر ريگهاى بيابان كه جلو هر سايه‌اى را گرفته بود و تشنگانى كه از بندهاى نيزه سيراب مىشدند اولاد پيامبر ( ص ) را همانند قربانيها سر بريدند و سپس اهل بيتش را بمانند كنيزان با خود بردند ، در حالى كه آنها در نهايت ترس و گامهاى لرزان رسول خدا ( ص ) را فرياد مىكردند . او را كشتند در حالى كه مىدانستند او پنجمين فرد آل عباست ! براستى كه اى امّت طغيان و كفر ! پاداش رسول خدا اين نبود . اى كوههاى مجد و بزرگى و اى باعث نور و روشنايى خانه‌ها ! خداوند مصائب واردهء بر شما را باعث غم و گريه قرار داده است . هر چند زمانى دراز بگذرد ، غم شما تسلاپذير و مصيبت شما فراموش شدنى نيست !